جوک جوک جوک جوک جوک جوک جوک(۵)
---------------------------
تركه میگه عجيبه!
بهش میگن چیعجيبه؟
میگه : ۱۰۰هزار تا تماشاچی ، ۲۲تا بازيكن ، ۴ تا داور ، عجيبه
میگن چیعجيبه؟
میگه : ۱۰۰هزارتا تماشاچی ، ۲۲تا بازيكن ، ۴تا داور ، عجيبه
میگن : آخه چيش عجيبه؟
میگه : گنجشك همه رو ول كرده ، اومده رو من ريده
يه روز زنه سوار تاكسی میشه ، راننده تاكسی ترك بوده :
زنه میگه : آقا میبينی چقدر قيمت رون و سينه بالا رفته
تركه میگه : آره لاپا هم گرون شده
زنه میگه : مردتيكه خجالت نمیشی،بیحيا
تركه میگه : بابا من میگم لاپا ، عدس ، لوبيا
تركه میره پمپ بنزين ، يارو میگه سوپر بزنم يا معمولی؟
تركه میگه : هيسسسسسسسسسسسسسسس خونواده تو ماشين نشسته ، معمولی بزن
پسره میرفته مهد ، به مامانش میگه : توی مهد بچهها خيلی حرفای بدی میزنن
مامنش میگه : تو از اون حرفا نگیها
بچه میگه : من به كس ننه ي خوار كسم میخندم حرف اون بچه كوني ها رو تكرار كنم
دوتا ترك در سفر به قطب به يه اسكيمو میرسن و میپرسن :
* آقا اينجا زن سياه دارين؟
* بله
* سقيد چي؟
* بله
* ساه و سفيد چي؟
* نه
غضنفر نگفتم اونی كه كرديمش پنگوئن بود
ديروز روزمو خوردم ، حالا بايد ۶۰ نفرو سير بكنم
۵۹ نفرو كردم ، امشب برنامت چيه
تا به حال به معني لر فکر کردي؟ ل:لطافت ر: ريدم به اون لطافت
جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم
رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونهام كرد، نگاه سومت عاشقترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!
قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟
ترکه موبايل ثبت نام ميکنه تو دلش با خودش ميگه خدا کنه نوکيا باشه
اگه بين 6 تا قزويني گردن کلفت توي يک اتاق گير افتادي چه کار مي کني؟!!... تو که کاري از دست بر نمياد.... پس سعي کن بهت خوش بگذره!!!
از قزوينيه ميپرسن FBI يعني چي ؟
ميگه فدراسيون بچه بازان ايران
امروز روز جهاني پوکي استخوانه !!!!
کله پوک جان روزت مبارک
از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما
يه دفعه يه مرد چاق داشته با پيچ گوشتي به ناف شکمش ور ميرفته يکهو پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته
يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگي " هنگ " ميکنه
دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم